برچسب:
نویسنده: ماهان مرادیان
آدم یه روزایی به بـــــــودن بعضیـــا خیـــــلی احتیـــــاج داره
که همیـــــشه این روزا دقیقــــــا مصـــــــادف میشــــــه
بــــا روزایی که اصلا نیســـــت!
هر وقت دلتان خواست می آییدهر وقت دلتان خواست میرویدبخدا رسمش نیستشما شاید عادت داریدولی اویی که عادت نداردپیر میشودمیشکندشاید دیگر به این آسانی هاچیزی نتواند قلبش را تکان دهدبخدا رسمش نیست ...
من خوبم !روزها هم همه دارند عبور می کنند به آرامینه چراغ قرمزی را رد می کنند.. نه تصادفی رُخ داده ..باز هم می گویم من خوبم ..همه چیز هم عالیست تنها نمی دانم از خدا که پنهان نیستاز شما چه پنهانچند روزیست خنده هایم به گریه ختم می شودگریه هایم به سکوتچند روزیست فکر می کنم خوشحالم فکر می کنم هیچ چیز کم نیستفکر می کنم دیگر فکرِ هیچ چیز با من نیست چند روزیست روزهایمروز نیستاما ...من خوبم !
گاهی وقت ها دلت میخواهد ،با یکی مهربان باشی ...دوستش بداری ...و برایش چای بریزی ...!گاهی وقت ها دلت میخواهد ،یکی را صدا کنی ...بگویی سلام ...می آیی قدم بزنیم ...؟!گاهی وقت ها دلت میخواهد ،یکی را ببینی ...شب بروی خانه بنشینی ...فکر کنی و کمی برایش بنویسی ...!گاهی وقت ها ،آدم چه چیزهای سادهای را ندارد ...!
میگُفت:
آتیش میزَنم
اونیکِہ جُدآمون کُنِہ!
آتیش گِرِفتم…
وَقتی فَهمیدَم
خودِش وآسِہ جُدآییمون تَلآش میکنه..
“ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻪﻭﻟﯽ ” ﻧﯿﺎﺯ ﺩ
برچسب:
نویسنده: ماهان مرادیان
دلم واست تنگ نشده...
چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۶ |
17:35 |
دلتنگم نه دلتنگ تو
دلتنگ اینکه یه روزی هوامو داشتی
دلتنگ اینکه هر لحظه به یادم بودی
دلتنگ هر دقیقه شنیدن صدات
دلتنگ تا صبح بیدار موندنت فقط به خاطر
برچسب:
نویسنده: ماهان مرادیان

می گویند : شاد بنویس
نوشته هایت درد دارند !
و من یاد مَردی می افتم که با گیتارش
گوشه ی خیابان شاد میزد
اما با چشمهای خیس . . . !
برچسب:
نویسنده: ماهان مرادیان
برچسب:
نویسنده: ماهان مرادیان